تبليغاتX
اخ جوووون درقهقهه صرفه جويي نكن

اخ جوووون درقهقهه صرفه جويي نكن

عاشقانه.جوک.سرگرمی.فال.كاريكاتور
موتور گازي ...
روزي شخصي داشت با ماشين بنزش تو اتوبان با سرعت 120 ميرفت. ناگهان ديد يك موتور گازي

غيژژژژژژژ

ازش سبقت گرفت.طرف بهش برميخوره پدال گاز بيشتر فشار ميده
با سرعت 190كيلو متر از موتور گازيه سبقت ميگيره

همينطور كه داشت با سرعت ميرفت يوهو ديد موتور گازيه

غيژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ

ازش سبقت گرفت

طرف  كفش  ميبره  پارو  تا  ته ميزاره رو پدال گاز با سرعت 240كيلو متر  از موتوريه سبقت ميگيره

دوباره موتوريه
غيژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ
سبقت ميگيره

راننده بنز كه واقعا كم اورده بود با بوق و چراغ و راهنما به موتوريه علامت ميده كه بزن كنار
خلاصه طرف ميزنه كنار جاده ميره پيش موتوريه ميگه:

داداش هرچي بخوايي بهت ميدم!فقط بگو چطوري انقدر سرعت ميرفتي كل منو خوابوندي؟؟

موتوريه كه رنگ از صورتش پريده بود گفت:
داداش الهي خدا خيرت بده خوب شد نگه داشتي!
اخه اين كش شلوار من گير كرده بود به ايينه بغل ماشينت

+نوشته شده در 90/07/02ساعت23:56توسط سعید وروجک |
اخبار ايراني در 50سال اينده ....

سلام مجدد به همه دوستان گل.


دوستان تاحالا به اين فك كردين در 50سال اينده


اخبار چگونه پخش ميشود؟؟؟


لطفا زود نزنيد من چندتا مطلبش براتون اماده كردم


بهتون پيشنهاد ميكنم حتما بخونيد .......


.باسلام و صلوات برمحمد ال محمد (پس از تلاوت سوره بقره) اخبار امشب به سمع ونظرتان ميرسانيم...


امروز قيمت سكه دربازار تهران با 60مليون تومن كاهش به مبلغ يك ملياردو چهل مليون تومان رسيد


ايران خودرو چهل و سومين مدل پژو بنام پژو ايكس ال دي ماده عرضه كرد كه با مدل قبلي  افزايش 10سانت قد انتن و پرنگتر شدن نور چراغ راهنما فرق دارد


ايران براي اولين بار توانست به جام جهاني قدم بزاره.گفتگويي با علي دايي:هلوز قصد ندالم از فوتبال خدافثي كنم و شلايت خوبي حاكم اثت


.....الباقي ادامه مطلب


ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در 90/06/17ساعت11:2توسط سعید وروجک |
كوچولوي تو مخي..........
 
 
 
تا حالا براتون پيش امده كه يه بچه كوچولو
 
بياد و با سوالهاش ديوونتون كنه؟؟؟؟!!!!!!!
 
اينجا يك خاطره داريم از زبون يك مادر با جروبحث
 
بچه كوچولوش
 
پس پيشنهاد ميكنم حتما ادامه مطلب بخون
 
ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در 90/04/09ساعت11:55توسط سعید وروجک |
نمومنه سوالات ایین نامه راهنمایی و رانندگی...
به منظور آشنايي دوستان پشت کنکور گواهينامه با آيين نامه راهنمايي و رانندگي يه چند تا از سوالات رو کش رفتيم که در اينجا براي شما ميزاريم تا حالشو ببريد.فقط سر امتحان ضايع بازي در نياريد ها...ما رو يه وقت لو نديد ها.....ديگه سفارش نکنم.


1 . در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چکار ميکنيد ؟

الف) سرمون رو از شيشه مياريم بيرون ميگيم هوووو يره مگه کوري برو اونور ديگه .
ب) به موازات دوچرخه سوار حرکت ميکنيم و يه هو ميپيچيم جلوش تا حالش گرفته شه.
ج) پشت سرش يه بوق خفن ميزنيم تا هُل شه و بخوره زمين و بعد از روش رد ميشيد طوري که مخش بپاشه بيرون
د) با ماشين ميکوبيم بهش تا بيفته زمين و بعد از رو مخش رد ميشيم .





2 . از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور سيکلت سوارها باشيد ؟
الف) چون همينجوري سرشون رو ميندازن پايين ميان تو تقاطع .
ب) چون سهميه بنزينشون کمتره و گناه دارن .
ج) چون خيلي کوچيک هستند و ما ريز ميبينيمشون .
د) ممکنه موتور پليس باشه ، بعد آب بيار و حوض خالي کن.


                                         بقیه سوالات در ادامه مطلب!!!

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در 90/03/02ساعت10:12توسط سعید وروجک |
داستان طنز هيزم شكن ناقلا...توصيه ميكنم حتما بخونيش
روزي هيزم شكني مشغول قطع كردن درخت بود كه ناگهان

تبرش افتاد توي رود خونه!هيزم شكن شرع به گريه كرد

از داخل رود خونه فرشته اي بيرون امد و جريان از هيزم شكن

پرسيد وبعد داخل اب رفت و با يك تبر طلايي برگشت

به هيزم شكن گفت اين تبر توست؟؟

هيزم شكن گفت نه!!دوباره فرشته رفت توي اب و با يك

تبر نقره اي امد و گفت اين تبر توست؟؟

هيزم شكن گقت نه!!فرشته دوباره رفت توي اب و تبر

فلزي خراب خود هيزم شكن برا اورد گفت اين تبر توست؟؟

هيزم شكن با خوشحالي گفت اره

فرشته از صداقت هيزم شكن خوشش امد و هر سه تبر راه

به او هديه داد

چند روز بعد هيزم شكن باز از كنار رود خانه داشت رد ميشد

كه ناگهان زنش افتاد توي اب

هيزم شكن باز شروع به گريه كرد كه ناگهان مجدد فرشته از اب

امد بيرو و جريان پرسيد

فرشته رفت توي اب و با جنيفر لوپز برگشت گفت اين زنه توست؟؟

هيزم شكن با خوشحالي گفت اره خودشه

فرشته عصباني شد و گفت تو تقلب كردي

هيزم شكن گفت فرشته عزيز منو ببخش سوتفاهم شده

ميدونياگه به جنيفر  نه ميگفتم تو ميرفتي با انجلينا جولي

ميو مدي و اگر باز هم ميگفتم نه تو ميرفتي با همسرم ميومدي

اون وقت اگه ميگفتم اره تو هر سه تا زنو ميخواستي بدي به

من منم هيزم شكني فقيرم توانايي هزينه سه تا زنو ندارم

اين بود كه گفتم اره........

                                       

+نوشته شده در 89/10/21ساعت17:14توسط سعید وروجک |
چت کردن ایرانــــــــــــــــــــــــــــی....
سری جدید عکس خنده دار و سوتی ایرانی – 3
+نوشته شده در 89/08/21ساعت3:11توسط سعید وروجک |
تفاوت مديريت در ايران و غرب .........
 

غرب:موفقيت مدير بر اساس پيشرفت

 مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود

ايران:موقعيت مدير سنجيده نميشود

 و خود مدير بودن نشانه موفقيت است

غرب:مديران بعضي وقتها استعفا ميدند

ايران:عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود

غرب:افراد از مشاغل پايين شروع ميكنند

 و به تدريج ممكن است مدير شوند

ايران:افراد مدير مادرزادي هستند

 و اولين شغلشان در بيست سالگي مديريت است

غرب:براي يك پست مديريت دنبال مدير ميگردند

ايران:براي يك فرد دنبال پست مديريت ميگردند

 و در صورت لزوم يك پست ميسازند

غرب:يك كار مند ساده ممكن است سه سال بعد مدير شود

ايران:يك كار مند ساده سه سال بعد همان كارمند است

 در صورتي كه در اين مدت سه بار مديرش عوض ميشود

غرب:اگر بخواهند از دانش و تجربه كسي

 حداكثر استفاده رو كنند اورا مشاور مدير ميكنند

ايران:اگر بخواهند از شخصي هيچ استفاده اي نكنند

 اورا مشاور مديريت ميكنند

غرب:مديران به صورت مستقل  استخدام و بر كنار ميشوند

 ولي به صورت گروهي و هماهنگ كار ميكنند

ايران:مديران به صورت مستقل و غير هماهنگ كار ميكنند

 ولي به صورت گروهي استخدام و بر كنار ميشوند

غرب:براي استخدام مدير به روزنامه اگهي ميدهند

 و با وي مصاحبه ميكنند

ايران:براي استخدام مدير به فرد مورد نظر فقط تلفن ميزنند

غرب:همه ميدانند مديران در امد قانونيشان زياد است

ايران:مديران انسانهاي ساده زيستي هستند

 و درامدشان به هيچ كسي ربطي نداره

غرب: انجا ميتوانند مديرشان به اسم كوچك صدا بزنند

ايران:شما مديرتان را اصلا صدا نميزنيد

 چون وقت ملاقات به هيچ كسي را نميدهند

 

+نوشته شده در 89/07/22ساعت18:9توسط سعید وروجک |
شعري طنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز

 

 

دوستي داشتم لرستاني

يار ديرينه ي دبستاني

ديدمش بعد از ساليان دراز

همراهش چهار زن همه طناز

 

مات و مبهوت گشتم از حالش

كه لري آهوان بدنبالش

گفتمش چهار زن؟خدا بركت!

تو چگونه كني زجا حركت؟

 

گفت اين كار ماجرا دارد

هريكي حكمتي جدا دارد

اولي را كه هست هم خشگل وناز

من گرفتم زخطه ي شيراز

 

تا كه شبها قرينه ام باشد

سر او روي سينه ام باشد

بهر اوقات روزهايم نيز

زني گرفتم ز  خطيه تبريز

 

چون زن ترك خوش بر و بازوست

خانه دارو نظيف و كدبانوست

دست پختش كه محشر كبري است

بهتر از ان  سليقه اش غوغاست

 

ظرف يك سال بسته ام بارم

چون زني هم ز اصفهان دارم

كشد از ماست تار مويي را

يادمان داده صرفه جويي را

 

در كم و پيش استاد است

او متخصص در اقتصاد است

او بس كه در اقتصاد پا دارد

گويي فوق دكترا دارد

 

زن چهارم كه ختم انان است

شيري از خود لرستان است

 

گفتمش با وجود ان سه هلو

زن چهارم براي چيست؟؟بگو

 

گفت گهگاه بنده  گشتم

اگر عصباني ز همسران دگر

ان زمان جاي ان سه تا    بي شك

اين يكي را كشته ام زير كتك

 

 

+نوشته شده در 89/05/12ساعت23:48توسط سعید وروجک |
این هم از خاطرات وروجکی من .......
سلام دوستان  باز هم با یه خاطره

توپ از بچگی دارم براتون...

این خاطره مربوط به ۷ یا ۸ سال پیشه

زمانی که خواهرم هنوز مجرد بود

من پشت تلفن صدای ظریفی دارم

جوری که خیلی ها منو با خواهرم

اشتباه میگرفتن .

یه روز خونه بودم که دختر داییم زنگ زد

خونمون من گوشیو برداشتم اون هم منو

با خواهرم اشتباه گرفت  وای  چه صوتی هایی داد

شروع کرد از دوست پسرش گفت

منم که شیطون گزاشتم همه چیزو بگه

اول تا گوشیو برداشتم گفت سلام دختر عمه

حالت چطوره خوبی؟؟  وای نمیدونی نامه رو

برای مرتضی نوشتم

مرتضی همون دوست پسر محترمه دختر داییمه

 خلاصه برای مرتضی نامه دادم که من

تورو دوست ندارم من یکی دیگه رو دوست دارم

منم گفتم خوب کاری کردی حالا مرتضی

چی گفت قبول کرد؟؟

گفتش نه قبول نکرد زنگ زد کلی گریه کرد

وای دختر عمه میگی چیکار کنم دلم نمیخواد

مرتضی ازم دلخور بشه

منم گفتم ای بابا ولش کن اون الان هزارتا

دوست دختر داره

همینطور که داشتم باهاش حرف میزدم

یوهو مامانم وارد اتاقم شد گفت؟

سعید کیه داری باهاش حرف میزنی؟

منم حواسم نبود گفتم هیچ کس با من

کار دارن

دختر داییم از او طرف خط شنید

برگشت گفت :

سعید کثافت تویییییییی؟؟

منم خنده ام گرف همه چیز لو رفت

اونم از اونطرف خط شروع کرد به فحش

دادن من

گفت : ای سعید عوضی  بیشعور

ای (بیب  بیب ) اینجاهاش سانسور شده

 

 

+نوشته شده در 89/04/26ساعت20:17توسط سعید وروجک |
چند مطلب براي سر كاري از وروجك
خداوند ديد مرد گرسنه است نان افريد

ديد مرد تشنه است اب افريد

ديد مرد در تاريكي است نور افريد

ديد هيچ مشگل ديگه اي ندارد زن افريد

بيشتر مردها ارزوي بزرگ دارند

اول داشتن خونه دوم داشتن

يك ماشين براي فرار از خونه

كابينه زندگي مشترك

زن : وسيله سلب اسايش

مرد :وزير كار

مادر زن :وزير جنگ

مادر شوهر :وزير شلوغي

خواهر زن :جاسوس دو جانبه

خواهر شوهر : وزير اطلاعات و بازرسي

پدر زن :وزير ارشاد

پدر شوهر :رئيس تشخيص مصلحت

سريعترين دوربين جهان اختراع شد

اين دوربين ميتونه از خانمها در لحضه اي

كه دهانشون بسته است عكس بگسره

هميشه عكس همسرتو توي كيفت

بزار تا هر وقت احساس كردي مشگل

بزرگي داري به عكسش نگاه كني و

بدوني كه مشگل بزرگتري هم داري

زن مثل ميروس ميمونه اگه بياد تو زندگيت

جيب هاتو سرچ   ميكنه

پول و موبالتونو اسكن  ميكنه

خوش بختي هاتو كنسل   ميكنه

اخرش هم مخت هنگ ميكنه

ابتدا خدا زمين افريد سپس استراخت كرد

بعد مرد افريد سپس استراخت كرد

انگاه زن را افريد ...

سپس نه خدا استراحت كرد نه مرد نه زمين

 

+نوشته شده در 89/04/16ساعت20:18توسط سعید وروجک |
كاريكاتور طنـــــــــــــــــــــــــــــز
کاریکاتورهای طنزوار و خنده دارsaeidpix.com
+نوشته شده در 89/04/16ساعت17:49توسط سعید وروجک |
خاطراتی از بچگی وروجک
سلام دوستان میخوام یکی دیگه از خاطرات

 

کودکی ام را براتون تعریف کنم

 

یادم میاد ۶ ساله بودم.یکی از اقوام دورمون

 

از سوریه امده بود من و مامانم و بابام برای

 

دیدنشون رفتیم خونه شان.

 

ایشون از سوریه کاکائو اورده بود و برای

 

پذیرایی به ما تعارف کرد.من از همون اول

 

دوتا بر داشتم.بابام بهم چش غره رفت بماند.

 

بعد از اینکه تعارف کرد طرف کاکائو جلوی ما

 

 گذاشت من تصمیم گرفتم بازم بردارم.

 

پس یواش یواش خودمو به ظرف کاکائو نزدیک

 

میکردم.اول استکان چایی میبردم جلو بعد خودم

 

یواشکی میکشیدم طرف ظرف کاکائو

 

خلاصه به جای رسید که فاصله من با ظرف

 

شد کمتر از ۱۰ سانتی متر ....

 

چشتون روز بد نبینه  توی همین شرایط بودم

 

که یوهو برقها رفت . منم که فقط منتظر همچین

 

فرصتی بودم مشتمو پر کردم از کاکائو

 

تو همین لحضه یوهو برقها برگشت...

 

وای باورتون نمیشه من تو چه شرایطی بودم

 

جفت دستام پر از کاکائو چنان مشت زده بودم

 

توی ظرف که همه کاکائو ها از ظرفش پرت

 

شده بود.اخرش که خواستیم خداحافظی کنیم

 

صاحب خونه یه موشما پر بهم کاکائو داد.

 

دیگه اینجاشو براتون تعریف نمیکنم

 

که امدیم بیرون بابام باهام چیکار کرد....

 

 

+نوشته شده در 89/04/05ساعت0:46توسط سعید وروجک |
يه شعر قرو قاطي وروجكي

 

اقاهه ميره سربازي

دور كلاش قرمزي

اچين و واچين

يه پاتو ورچين

با صداي چي

با صداي مرغ

يه مرغ دارم روزي ۲ تا تخم ميكنه

چرا ۴تا

چون دستمال من زير درخت البالو گم شده

شايد پشت كوه انداختي

نه خير

زنجير منو بافتي

بله

بابا امده

با كي امده

اون كيه باهاش

چي چي اورده

نخود و كيشميش

با صداي چي

با صداي گاو

گاه همسايه گاوه

 

+نوشته شده در 89/04/02ساعت0:25توسط سعید وروجک |
يه شعر براي بچه هاي كه چت مت ميكنن
 

 

اتل متل توتوله           اين پسره سوسوله

 موهاش هميشه  سيخه     نگاش هميشه ميخه

 چت ميكنه هميشه        بي مخ زدن نميشه

 پول از خودش نداره        باباشو قال ميزاره

 دي اندجيشو ميپوشه       ميشينه بعد يه گوشه

 زنگ ميزنه به دافش         ميبنده هي به نافش

 كه من دوست ميدارم          تاج سرم ميزارم

 صورت رو كرده ميك اپ         بيا بريم كافي شاپ

 تو كافي شاپ ميخنده      همش خالي ميبنده

 بهم ميگن خدايي!     چقدر بابا  بلاي

 همه رو من حريفم      ميزارم تو كيفم

 هزارتا داف فدا من         منتظر يه نامن

 ولي توي نگارم     برات برنامه دارم

 اگه  مشگل نداري     ميام به خواستگاري

  

+نوشته شده در 89/03/18ساعت0:59توسط سعید وروجک |
ترفندهای اذیت کردن شوهر
 

                      ترفندهایی برای خانم ها که

 

                      با اعصاب شوهر بازی کنند!!!

 

                         دائما به شوهرتان بگویید:

 

  ولی خودمونیما،تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !

 

                          ادامه مطلب یادتون نره ....

 

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در 89/03/14ساعت20:4توسط سعید وروجک |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس